بیشتر صاحب‌نظران سگ‌کشی را از گونهٔ نوآر دانسته‌اند. علی‌رضا کاوه می‌گوید: «مایلم در این مقال با آن گروه از نظریه‌پردازان و هنرمندان سینما همدل باشیم که معتقدند هر فیلم اگر کاملاً در گونه‌ای سینمایی نگنجد حتماً متأثّر از، یا در واکنش به یکی از آنها خواهد بود. . . . اگر بپذیریم که غریبه و مه، متأثّر از گونهٔ سامورایی و کوروساوایی است یا شاید وقتی دیگر متأثّر از گونهٔ جنایی/معماییِ روانشناسانه و هیچکاکی است، «سگ‌کشی» noir و بوگارتی است. . . . ایدهٔ «سگ‌کشی» به معنایی بازآفرینی آدم، آدم استِ برتولت برشت است. . . . اما این دو اثر برجسته در وجوه ساختاری یک تفاوت عمده با هم دارند که این تفاوت مهم تقابل دیدگاه‌های زیبایی‌شناسانهٔ دو هنرمند را به نمایش می‌گذارد. . . . دستیابی به چنین گوهر زیبایی‌شناسانه‌ای متناسب با بستری است که هنرمندی شرقی در آن زیست می‌کند: باوری خدشه‌ناپذیر به تصاویر پیش رویمان. . . . هنرمند شرقی ما در ایده‌آل‌ترین شکل و موفق‌ترین حالت خود جادوگری است که مخاطب خود را اسیر جادوی متن کرده‌است. این دستاورد بزرگی است که تمامی هنرمندان سینما به نوعی آرزوی آن را داشته‌اند و بیراه نیست که موفق‌ترین شکل مدیومی را که در فضایی دیگر خلق شده‌است در شرق بیابیم.»[۳۰] ولی احمد طالبی‌نژاد، که سگ‌کشی را «تکان‌دهنده‌ترین تصویر از یک دوران اجتماعی برزخی» می‌داند، بر آن است که این فیلم و سرجمع فیلم‌های بیضایی هیچ در قالب گونه‌های متعارف و شناختهٔ سینمایی نمی‌گنجد، بلکه سبکی است یگانه و ویژه با اصول و قواعد خود، چیزی که طالبی‌نژاد «سبک بیضایی» می‌نامد. وی در مقالهٔ «ما لعبتگانیم و فلک لعبت‌باز» توضیح می‌دهد که چرا چنین است: « «سگ‌کشی» به همان نسبت که اجتماعی است، سیاسی هم هست، پلیسی و جنایی هم هست. اصلاً یک فیلم «نوآر» است. پس باید خیال خود را از بابت انتساب فیلم به ژانرهای مألوف راحت کنیم و بگوییم، «سگ‌کشی» فیلمی از بهرام بیضایی است. یا بهتر بگویم فیلمی است به سبک بیضایی. . . . سینمای بیضایی سینمای محتواست. شکل و قالب آثار او البتّه که دارای ارزشند. اما از آنجا که بیضایی تنها به حکم حرفه‌اش فیلم را نمی‌سازد و اندیشمندی است که نمایش و سینما را برای بیان منویات خود انتخاب کرده، طبیعی است که مضمون و محتوای آثار او برجسته‌تر از دیگر وجوه باشند.»


ن : مهدی
ت : شنبه 30 دی 1396

سگ‌کشی فیلمِ برگزیدهٔ تماشاگران در جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۹ و برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه نیز شد. بازیگران دیگر و عوامل فیلم هم جایزه‌هایی بردند؛ از جمله ایرج رامین‌فر برای بهترین طراحی صحنه و لباس و مژده شمسایی برای بهترین بازی نقش اوّل زن. داریوش ارجمند سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را در دورهٔ نوزدهم جشنواره فیلم فجر بُرد و دورهٔ شانزدهم نیز برگزیدهٔ نویسندگان و منتقدان به خاطر بازی در این فیلم شد. این فیلم از آثار مطرح دهه هشتاد سینمای ایران و همچنین در میان ساخته‌های بهرام بیضایی به‌شمار می‌رود.[۲۴][۲۵] کارگردانیِ فیلم در پنجمین جشن بزرگ سینمای ایران (۱۳۸۰) جایزه گرفت.

فیلم، همان‌طور که برخی از جمله شهرام جعفری‌نژاد پیشبینی می‌کردند،[۲۶] فروش چشمگیری داشت و با فروش ۳۳۰ میلیون تومان در نمایش سینماهای تهران، پرفروش‌ترین فیلم ایران در سال ۱۳۸۰ شد


ن : مهدی
ت : شنبه 30 دی 1396

فیلم در فستیوال فجر سال ۱۳۷۹ روی پرده رفت و فیلم برگزیدهٔ تماشاکنان شد و جایزه‌های دیگری نیز گرفت. سرانجام سال ۱۳۸۰ نسخهٔ کاملش در سینماهای ایران به نمایش درآمد؛ ولی بیضایی در کوشش در جلوگیری از نمایش نسخهٔ «قصّابی شده و تغییر هویت یافتهٔ» فیلم در جشنواره‌های خارجی کامیاب نبود.[۱۹]

Bahram Bayzai.jpg
«سگ‌کُشی» و «وقتی همه خوابیم» خُودِشان دُو آینه‌اند که خیلی‌ها خُودِشان را در آنها دیدند و کسانی هم خُوش نداشتند خُودِشان را چنان‌که هستند ببینند؛ و پایانِ هر دُو فیلم در مقایسه با واقعیّتِ جاری حتّی بیش از اندازه اُمیدوارانه است. در «سگ‌کُشی» گُلرخِ کمالی می‌رَوَد که تجربه‌های تلخ و گران تمام‌شده‌اش را بنویسد؛ یعنی با گُریز از جهانِ مهارنشدهٔ سوداگری به عملِ خلّاقه‌یِ نوشتن رو می‌آوَرَد که هزار مانع سرِ راهِ آن است. در «وقتی همه خوابیم» پَرندِ پایا برای همان عملِ خلّاقه اشک می‌ریزد که روزی به آن دل بسته بود؛ گرچه خُوشبینانه می‌گوید گریه‌اش تمرینی است برای نقشی که شاید روزی بازی کُنَد. اُمید از این بالاتر؟[۲۰] “

—بیضایی، دی ماه ۱۳۹۰

سال ۱۳۸۳ فیلم مستند پروندهٔ کوتاهِ سگ‌کشی که دربارهٔ پشت صحنهٔ فیلم بود آماده شد.[۲۱]

دی ماه ۱۳۹۰ بیضایی در گفتگویی با ماهنامه تجربه پایانِ سگ‌کشی را دارای امیدی وصف می‌کند که همین چند هم در «واقعیّت جاری» نیست.[۲۲]

اردیبهشت ۱۳۹۵ فیلمنامهٔ سگ‌کشی با کارگردانی مجید مظفری، «به نفع بانوان کم‌بضاعت سینما و تئاتر»، در یک جلسه در فرهنگسرای اندیشه تهران ذیل برنامه‌هایی به نام «فیلم‌هایی که دوست داشتیم» بر صحنه خوانده شد


ن : مهدی
ت : شنبه 30 دی 1396

صبا خضوعی پیش از سگ‌کشی در ساختن موسیقی نمایش‌های بانو آئویی و کارنامه‌ی بندار بیدخش با بهرام بیضایی کار کرده بود. برای ساختن موسیقی سگ‌کشی ویلیام نیّری دستیاری خضوعی را بر عهده داشت. وی نخست به فیلم‌ساز پیشنهاد لایت موتیف می‌دهد، ولی بیضایی نمی‌پذیرد و سازبندی کم‌حجم می‌خواهد. خضوعی به محدودیت‌هایی اشاره کرده که در کار داشته: یکی این که امکان ورود تم جدیدی جز تم‌هایی که فیلم‌ساز داده بود نبود و دو دیگر محدودیت زمانی، یعنی کمتر از پانزده روز برای ساخت موسیقی. سرجمع ۲۵ دقیقه از موسیقی خضوعی در ۱۳ پاره از فیلم استفاده شد.[۱۵] وارطان ساهاکیان، آهنگ‌ساز دیگر فیلم، نیز به محدودیت زمانی اشاره کرده و گفته که در فرصت کمی که تا فستیوال فجر بود، به جز چند بخش، تنها ضبط دیجیتال مقدور بود. او همچنین توضیح داده‌است که «در فیلم «سگ‌کشی» نیاز فیلمنامه و تصاویر اساساً به موسیقی افکتیو بود.» ساهاکیان توضیح می‌دهد که هم‌گام با شکل گرفتن شخصیت و شناخت گلرخ در طول فیلم، موسیقی نیز به تدریج قوی‌تر شده و اوج می‌گیرد. در هیچ سکانسی از سگ‌کشی از موسیقی و سازهای ایرانی استفاده نشده.[۱۶]

پس از نمایش سگ‌کشی، موسیقی فیلم واکنش‌هایی برانگیخت. نیما قهرمانی از مجله فیلم موسیقی را «بد و گوش‌آزار» دانسته و سبب این کیفیت را نه کوتاهیِ آهنگ‌سازان، بلکه اعمال نظر فیلم‌ساز می‌داند و از مجید اسلامی نقل می‌کند که «انگار موسیقی فیلم را کسی با دهان زده و دیگران سعی کرده‌اند ناشیانه به آن قوام بخشند!»[۱۷] گفتگوی بیضایی با قوکاسیان نیز همین معنی را می‌رساند؛ یعنی فیلم‌ساز زمزمه‌ای روی نوار ضبط کرده و به هر دو آهنگ‌سازِ فیلم داده تا از رویش موسیقی فیلم را بسازند


ن : مهدی
ت : شنبه 30 دی 1396

به گفتهٔ شاهرخ سخایی، عکّاس فیلم، بنا بوده که فیلمْ سیاه و سفید تهیّه شود، ولی امکاناتش در ایران نبوده و سرانجام فیلم‌ساز از این خواسته چشم پوشیده.[۸] سخایی سکانس‌های این فیلم را بی‌گمان دارای جذّابیت‌های عکسی می‌داند و در توضیح سکانس خانهٔ جواد مقدّم گفته: «طبیعتاً در شب‌ها، کاراکتر خاصی از نور وجود دارد و از بازی‌ها کاراکتر خاصی وجود دارد. به این معنا که همیشه ما می‌بینیم یک نور سبز، یک نور آبی از بیرون دارد که داخل را پر می‌کند. اگر بخواهیم با روانشناسی رنگ به این قضیه نگاه کنیم . . . فقط به خاطر ظاهر زیبا نبوده‌است. . . . موقعی که شما همیشه این نور سبز را یک نور گرم می‌بینید، همان حفاظ خانه است . . . و آن آبی را هم، فقط به خاطر آبی من نمی‌دیدم، من می‌گفتم این نماد سردی زندگی بیرون است که دارد می‌ریزد داخل و این قرمز و این نور تنگستن کم، نماد زندگی است، نماد زندگی همهٔ ماست. «سگ‌کشی» دربارهٔ زندگی همهٔ ما است. همهٔ ماها را در بر می‌گیرد. همهٔ ما هستیم.»


ن : مهدی
ت : شنبه 30 دی 1396

ساختنِ فیلم سال ۱۳۷۸ آغاز شد. در پاییز و زمستان تدارک و فیلمبرداری شد. سال بعدش بیضایی فیلم را تدوین کرد و موسیقی و صداگذاری به انجام رسید


ن : مهدی
ت : شنبه 30 دی 1396

فیلمنامهٔ سگ‌کُشی به سال ۱۳۸۰ چاپ و منتشر شد و از آن پس بارها با عکس‌هایی از فیلم و فهرست کامل عواملِ فیلم تجدید چاپ شده‌است


ن : مهدی
ت : شنبه 30 دی 1396

فیلمنامهٔ سگ‌کشی را بیضایی تابستان سال ۱۳۷۱ نوشت.[۳] دربارهٔ چگونگی سفارش گرفتنِ فیلمنامه و نگارش آن، بیضایی گوید:

سفارش‌دهنده کلکی را که از کسی یا کسانی راجع به کلاهبرداری‌های مالی و داد و ستدها و غیره شنیده بود تعریف کرد و بعد طرحی را که بر اساس آن فکر کرده بود در چهار پنج سطر خواند. . . . کلک اصلی خیلی زنده بود، و طبعاً من به آن برگشتم که به من امکان می‌داد یک حقایق درباره‌ی لیلا دختر ادریس پس از جنگ بنویسم؛ یا حتّی یک اشغال معاصر. . . . من فیلمنامه را نوشتم و نام موقّتی «سگ‌کشی» هم بر آن گذاشتم. او آمد گرفت برد و خواند و نخواست و کلّی هم به من پرید که این صریح است و اجازه نمی‌گیرد و گران است و سخت است و غیره. . . . نوشته روی دستم ماند.[۴]

ولی سپس‌تر به بیضایی پیشنهاد می‌شود که فیلم را بسازد. وی گفته:

نسخهٔ خطّی «سگ‌کشی» . . . نمی‌دانم چطوری دست به دست گشته بود و اوّلین بار در حدود سال هفتادوسه پیشنهاد ساخت یا واگذاری آن را به من دادند مشروط به حذف صحنه‌هایی تا اجازه بگیرد. دلم راضی نشد. بعد از رفتن از ایران و بازگشت . . . تهیه‌کننده‌های زیادی خواستند آن را برایشان بسازم . . . رفتم سرِ گفت‌وگو با باد . . . وقتی برگشتم خوشبختانه قضیه اجازه گرفتن فیلمنامه از ارشاد رسماً و برای همه منتفی شده بود؛ و در گفت و گوی شفاهی . . . با «سگ‌کشی» موافقت کردند


ن : مهدی
ت : شنبه 30 دی 1396

ماجرای فیلم از اواخر پاییز ۱۳۶۷ تا اندکی پس از آن - کمابیش یک سال - در تهران و باغستان می‌گذرد.

یک بانوی نویسندهٔ ایرانی به نامِ گلرخ کمالی، که سال گذشته شوهرش ناصر معاصر را به حال قهر، و به گمان رابطه‌ای میان او و منشی شرکتش ترک کرده بوده، با پایان جنگ به تهران برمی‌گردد و شوهرش را می‌بیند که ورشکست شده و در حال رفتن به زندان است. گلرخ متوجه می‌شود که شریکِ شوهرش با صحنه‌سازی تمامِ سرمایهٔ شرکت را برداشته و به طور غیرقانونی از مرز خارج شده و شوهرش مانده با همهٔ بدهی‌های شرکت و فشارهای طلبکاران. گلرخ بر خود می‌داند که در جبران بدگمانیِ بیجایش، حالا به نجات شوهرش بشتابد و با کوشش برای خریدِ چک‌ها و اثبات بی‌گناهی او، و گرفتن رضایت شاکیان از شوهرش، برای آزادیش از زندان بکوشد. کم‌کم گلرخ به ساده‌دلی در حرفه و دنیایی وارد می‌شود که از اندیشه‌هایش فرسنگ‌ها دور است؛ دنیای داد و ستدِ بازار. او با یک‌یکِ طلبکاران و شاکیان وارد بده بستان و معامله می‌شود تا رضایتشان از شوهرش را جلب کند؛ و در این کار تا جایی پیش می‌رود که دیگر راهِ بازگشت ندارد و می‌فهمد که در جنگی شده که دیگر نباید شکست بخورد. او همه را تاب می‌آورد، از تحقیر و توهین تا آزار و تجاوز؛ و سرانجام شوهرش را آزاد می‌کند؛ و شوهر تشکر را، چیزی به او می‌دهد: طلاقنامه‌اش. گلرخ تازه درمی‌یابد که همهٔ این بازی صحنه‌سازیِ شوهرش بوده که با ترسانیدن و گریزاندنِ شریکش سرمایهٔ شرکت را تصاحب کند، و حالا با داشتن رضایت شاکیان - که گلرخ گرفته - عملاً صاحب قانونیِ همهٔ سرمایه است و اینک می‌خواهد با منشیِ شرکت به ماه عسل به خارج از کشور برود. گلرخ ضربه را با وقار و سختی متحمل می‌شود؛ ولی نقشهٔ ناصر معاصر نمی‌گیرد، زیرا شریکِ بازگشته‌اش و دیگرانی که گلرخ را در همهٔ دوندگی‌هایش دنبال می‌کردند نیز به اندازهٔ ناصر معاصر هشیار و چشم به راه بوده‌اند و اینک از راه می‌رسند، و ناصر معاصر از دست ایشان خلاصی ندارد.


ن : مهدی
ت : شنبه 30 دی 1396

سگ‌کُشی فیلمی ساختهٔ بهرام بیضایی به سال ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ خورشیدی است؛ که سال ۱۳۸۰ به نمایش درآمد. کتابِ فیلمنامهٔ سگ‌کشی نیز به سال ۱۳۸۰ به قلم بیضایی چاپ شده‌است.

این تریلر دوازدهمین فیلمِ بهرام بیضایی است و مانند بیشترِ فیلم‌های دیگرش «کاری از گروه فیلم لیسار». این فیلم پس از آن ساخته شد که بیضایی ده سال امکان فیلم‌سازی نداشت.[۱] سگ‌کُشی سال ۱۳۸۰ در سینماهای ایران به نمایش درآمد و پرفروش‌ترین فیلم سال شد.

سگ‌کشی از فیلم‌های مهمّ سینمای ایران به‌شمار می‌رود و برخی ناقدان ایرانی وجوهی از این فیلم را با آثار کلاسیک تاریخ سینما سنجیده‌اند.

از هنرپیشه‌های نامیِ ایران، شمار بسیاری در این فیلم بازی کرده‌اند


ن : مهدی
ت : جمعه 29 دی 1396
جهت اطلاع از کد های قالب و ویــــرایش قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.

نام :
وب :
پیام :
4+2=:
 
(بارگزاري مجدد)
خرید بک لینک X
ساخت وبلاگ
جت پرینتر
چاپگر صنعتی
آموزش زبان در کرج
ترازو رادین
ترازو فروشگاهی
ترازو پرینتر دار
ترازو تره بار
وان ایکس بت
مجله اینترنتی سایتک
وان ایکس بت
وان ایکس بت
وان ایکس بت
وان ایکس بت